وب سایت شخصی - حسن الفت

ریتمیک

نویسنده hassan olfat

تاریخ انتشار

 

از اون نوع کلمه هاست که برام همیشه جذابیت خاصی داشته. چیزی که در زندگی بسیار میشه پی برد حتی فکر میکنم نیاز به دقت هم نداره حداقل در زندگی خود فرد و یا دیدن یک مستند حیات وحش!!!

از نظر من قیاس وحشتناک اما درستیه،چیزی شاید به نام روزمرگی. دنبال تفاوتش نیستم و حتی شاید به یک معنا باشه برای من. چون به هر حال به معنای تکرار کارهای یک روز برای همیشه!!! و باورکردنی نیست که خیلی ها این را طبیعی برنداشت می کنن.

اما برای من بسیار کشنده قلمداد میشه به صورتی که حتی اگر امکان تغییر آن را نداشته باشم به دنیای خیال پناه می برم.

چیزی که من رو وا داشت که این متن رو بنویسم اتفاقی بود که در طول زندگیم و حداقل در اجتماع شهر خودم به مکررات در زمانی بهش می پیوندم برخورد میکنم. اتفاقاتی که در نگاه اول کاملا از دید کسی که آشنایی با این اجتماع ندارد طبیعی است چون شاید دقتی روش نداره.

کلمه ای به نام دور دور برای رسیدن به یک هدف تکراری!!!

این تکرار در زمان نوجوانی من از حدود ۱۸ سال شروع می شد و تا زمان ازدواج ادامه می یابد و شاید در زمان حال از ۱۳ سالگی!

پسری که در یک خیابان آنقدر هر روز می چرخد تا شماره ای به دختری بدهد و ممکن است از زمان دیدار تا شماره دادن حدود یک الی دو ساعت طول بکشد و روز بعد همین رفتار برای فرد دیگری در حالی که هنوز رابطه ای حتی نا مستحکم برقرار نکرده!

حتی این گونه رفتار رو میشه در نحوه ارتباط او با جنس مخالف دید ، مجموعه کلماتی بسیار عاشقانه در اولین پیامک و حتی در حالی که شخص را فقط در حال راه رفتن دیده نه بیشتر !!! کلماتی مقدس که تعریفی از یک عشق جان سوز دارد .

کلماتی که حتی در داستان های عاشقانه استوره ای هم در مکالمات بین عاشق و معشوق به ندرت به کار بسته می شده!!!

و زمانی این قسمت از گفتگو جالب میشه که به کررات در حال استفاده برای افراد مختلف است چیزی برای من همچون ریتمیک!!!

و حتی اگر زندگی اغلب آنها را ادامه دهیم به نقطه مشترک دیگری نیز می رسیم .

رفتار عاشقانه . به طوری که اگر از دور نظاره گر باشی و به رفتار آن دو دقت کنی به لیلی و مجنون می گویی دمی شما عاشق اید!!!

و وقتی تمام فرد را با فرد دیگری میبینید حاظر اید وکیل مدافع شیطان شوید!!!

و باز هم ریتمیک این بار در رفتار.

این که جامعه ما رو به کدام سمت در حال حرکت است که اکثر جوان های آن به دنبال یک هدف هستند کاری ندارم. موضوع بحث من این تکرار و مکررات مجموعه رفتار هایی است برای رسیدن به پوچی!

و گذشتن از زمان . رفتار و اصالت خود برای لحظه ای !

البته این ها مثال هایی بود برای چیزی از دیدگاه من به نام ریتمیک بد.

گرچه اگر از خود ریتمیک بد بگذریم و به دنبال ریتمیک هایی خوب برای زندگی خویشتن باشیم آیا باز هم میتوان ریتمیک را چیزی خوب معنا کرد؟

همچون مردی که در ساعتی مشخص از خواب بیدار میشه، همون صبحانه همیشه گی میخوره ، سر کار میره و همان کار های قبل رو بدون تغییر انجام میده تا شب که در ساعتی خاص به خواب میره.

اینجا من کمتری با این رفته تکراری دارم ولی مشکل اصلی در جای دیگری نهان شده (صبحانه همیشگی ، کارهای بدون نوآوری و...)

چون چیزی در واقعیت وجود دارد این است که نمی توان روند کلی را تغییر داد اما می توان در جزئیات تغییر ایجاد کرد.

 

 


تگ ها :